تبليغاتX
تمام نا تمام من ...
ازاد

 

 

قسم به تک چراغ خیابان

سوگند به ازدحام ماه

< سکوت! >

خزان, به سوگ نشسته

داغدار خشکیدن برگی در پس برگی

و نقاب دی بر چهره مهر

گواه گونه سرخ دستی ست در پس دستی

قلب چروکیده به قاب تکرار پیچیده

و تفاوت در این رکود وقت چه رونق غریبی ست

دست و پای طبیعت گرفته

فصل یخ زده

گویی باد هرزه همبستر نسیمی,

بی رمق از بودن و نبودن

هماغوشی ابر های یائسه را

به خلوت نظاره گر است

کودک نارس عاطفه محکوم رفتن,

تاتی تاتی معصومانه هوس

شروع دلهره ابتدای سردابه های یاءس

ابتدای بازی روز

عشقبازی گوی های بلور

و حفره های سر بسته از دیده های نمور

و شمار فرفره های خاک خورده پریده رنگ

از خاکبازی بوسه ها به غم

و غلطیدن گونه ها به هم

" داغ خاطره از ضربه های لوام ..."

 

با من از قهر ثانیه و طلوع شک

سر بسته سخن بگو, نزدیک تر به من

عمر خورشید به سر آمد

 چند خطی به انکار جای بگذار ...

------------------------

---------------------

------------------------

که نکاح اردیبهشت و درخت شاید رنگ دیگری است.

 


در کیوسک      ۱۷/۱۲/۸۵

+ نوشته شده در  Sat 10 Mar 2007ساعت 11:43 AM  توسط ام.ام.دی صفار  | 

+ نوشته شده در  Thu 8 Mar 2007ساعت 5:47 PM  توسط ام.ام.دی صفار  | 

 

عبور

رنگ باختن

سکوت ...

                           هر انچه از طنین لحظه چکید

توهم خالی سیب های کال

اجبار جاودانه شدن

...

غریبانه من    ابتدای فصل .

+ نوشته شده در  Thu 1 Mar 2007ساعت 3:27 PM  توسط ام.ام.دی صفار  | 

 

"تمام نا تمام من" شروعی ست از بی نهایت فکری خسته که ترسی از نگفتن و رفتن - بودن و نبودن

سبزینه ای شد برای رویشی دوباره برای بودن و بودن را زندگی کردن و نه تنها زیستن

و تراوش واژه از ذهنی شلوغ تمام هر انچه است که به سطرهای سپید کاغذ رنگ میشود

و هراس از خرد و تکه تکه شدن بالهای کلام به زیر بلوغ نارس و نارسای قلم دیر بازیست که به تبسمی

در نگاهی دورتر و بلندتر  رنگ باخته است

و این رویش جاری قد میکشد   رشد میکند    و جان میدهد به نقطه ای 

و به غروبی دیگر

 تمام نا تمام من تمام میشود به رسم تمام نوشته های پریده رنگ

و این حقیقت تلخ و  انتهای من است

 


 دست دست هایم را بگیر ای بی نهایت کلام                       یا حق


+ نوشته شده در  Thu 22 Feb 2007ساعت 12:26 PM  توسط ام.ام.دی صفار  | 

 

ایمان به بودنت

به همیشه داشتنت

خالی ضربان چشمهایم      غرق بی نهایت تو      وسعت بی واژه


به همین سادگی 


 

+ نوشته شده در  Tue 20 Feb 2007ساعت 8:31 PM  توسط ام.ام.دی صفار  | 

 





Powered by WebGozar